• شماره تماس

    09161613203 - 06633437176 - 06633437177

  • آدرس

    خرم آباد-میدان امام-بلوار دکتر حسابی-نبش آرش یک -پلاک 2

مشاهده سوالات حقوقی با برچسب " شاغل "

سوال

با سلام دختری هستم 34ساله که به مدت 6سال است که پدرم مرحوم شده اند.سرپرستی مادر وخواهر کوچکترم به عهده خودم میباشد.امسال کارشناسی ارشد در همدان قبول شده ام با توجه به اینکه مادرم قادر به انجام امور خود نمیباشد وبدن وی دچار رعشه است وبا قرص کنترل میشود وبا توجه به اینکه بر طبق مصوبه دانشگاه ازاد من با داشتنه قیم نامه میتوانم انتقالی داعم به تهران داشته باشم اقدا م به گرفتنه ان کردم ولی متاسفانه در پزشکی قانونی موافقت نشد ونوشتهاند که مادر فقط افسردگی دارند.با توجه به اینکه من در تهران شاغل هستم نه تنها نبودنم در تهران باعث از دست دادن شغلم که مربی ورزش هستم میشود بلکه مادر تنها میمانند...وکیلی که در این کار مرا کمک کرده اند برای من توضیح دادند که در دادگاه نباید از انتقالی دانشگاه سخنی گفته شود...این چه قانونی است که حتما مادرم باید محجور باشند؟؟همین که از نظر جسمی قادر نیستند کفایت نمیکند؟؟چرا باید در دادگاه دروغ گفت؟؟من تا به حال سرپرست خانواده بودم ولی به حکمش نیازی نداشتم حال داشتن این حکم سرنوشت مرا تغییر میدهد...خواهش میکنم مرا یاری کنید.سپاسگزارم.

پاسخ

اصولا برای سرپرستی حتما لازم نیست که فرد محجور با شد در واقع یکی از راههای سرپرستی یا قیمومیت میباشد به هر حال اگر از این طریق موفق نشدید از خواهر و مادرتان بخواهید ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

باسلام من زنی شاغل هستم که در سال 1386 با یکی از همکاران خود ازدواج کردم من 3سال از شوهرم بزرگتر می باشم من مایل به این ازدواج نبودم مخاطر فاصله سنی ولی اصرار بیش از حد همسرم مراراضی به این امر نمودوترس از این موضوع که نکند بخاطر اموالم باشد شرایط سختی مطرح نمودم که ایشان باز پذیرفت من دارای منزل وچند قطعه زمین بودم وهمچنین چون با سوم راهنمایی وارد اداره شده بودم وادامه تحصیل داده وکارشناس بودم و آن زمان 15 سال سابقه کار،از شرایطم یکی اینکه حقوقم مال خودم توآب بریزم به او ربطی ندارد پذیرفت او بچه پلدختر بود گفتم من به هیچ وجه به آنجا نمی آیم وباید در منزل خودم وشهر خودم زندگی کنم باز پذیرفت 1386 به تاریخ عقد سکه بود که پذیرفت حال دارای یک دختر5/2 می باشیم وبا دخالت های خواهر ومادرش زندگی برای ماه جهنم شده آن زمان او به من گفت به خانواده ام موضوع نیامدت به پلدختر را نگو من درستش می کنم ولی الان سرکوفت خانواده اش ودخالت های آنها اورا نیز عوض کرده اند کتک کاری میکند فوش وناسزا وکفر خداو... وخلاصه خانه واداره را برای خودم وبچه ام جهنم کرده چکار کنم شمارا به خدا مراکمک کنید موضوع دیگه اینکه او میگویدحقوقم را می خواهد همه چیز را زیرپاگذاشته می گید مدرک که نداری الان فهمیدم او اموالم را می خواسته مدام سرکوفت خانه ودارای هایم را میزندوتمام بدنم راسیاه کرده موبرسرم نزاشته میترسم به خانواده ام بگویم چون هیچکدام به به این وصلت نبودنداز نظر فرهنگ وخانواده مادر یک سطح نیستیم او گرسنه بوده وبرای اموالم کیسه دوخته بود شما رابه خدا کمکم کنید من هیچی نمی خواه مهرم را می بخشم فقط راهی نشان دهید که دخترم را به من بدهد من فقط دخترم را می خواهم بارهها می گوید اموالت رابده تا دخترم را بدهم ولی می ترسم این کاررابکنم هم اموالم را ببرد هم دخترم را تورا به خدا کمکم کنید چکارکنم؟

پاسخ

اصولا انگیزه وعلت ازدواج مهم نیست چراکه قابل اثبات نمی باشد مگر درعقدنامه بعنوان شرط ضمن عقد درج گردد در این صورت ذی نفع آن شرط می تواند در زمان لازم از آن استفاده کند.در مورد شما هم اگر تمام آن شرایط در عقد نامه ...

مشاهده پاسخ کامل